ترجمه فارسی نهج البلاغه تلاوت الهيکم التکاثر
هشدار از غفلتزدگي‏ها
شگفتا چه مقصد بسيار دوري، و چه زيارت کنندگان بيخبري! و چه کار دشوار و مرگباري! پنداشتند که جاي مردگان خالي است، آنها که سخت مايه عبرتند، و از دور با ياد گذشتگان، فخر مي‏فروشند، آيا به گورهاي پدران خويش مي‏نازند؟ و يا به تعداد فراواني که در کام مرگ فرو رفته‏اند؟ آيا خواهان بازگشت اجسادي هستند که پوسيده شد؟ و حرکاتشان به سکون تبديل گشت؟ آنها مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا تفاخر! اگر با مشاهده وضع آنان به فروتني روي آورند عاقلانه‏تر است تا آنان را وسيله فخرفروشي قرار دهند. اما بدنها با ديده‏هاي کم‏سو نگريستند، و با کوته‏بيني در امواج ناداني فرو رفته‏اند، اگر حال آنان را از وراي خانه‏هاي ويران، و سرزمينهاي خالي از زندگان مي‏پرسيدند، هرآينه مي‏گفتند: (آنان با گمراهي در زمين فرو خفتند، و شما ناآگاهانه دنباله‏روي آنان شديد.) بر روي کاسه‏هاي سر آنها راه مي‏رويد. و بر روي جسدهايشان زراعت مي‏کنيد؟ و آنچه بجا گذاشته‏اند مي‏خوريد، و در خانه‏هاي ويران آنها مسکن گرفتيد، و روزگاري که ميان آنها و شماست بر شما زاري مي‏کند، آنها پيش از شما بکام مرگ فرو رفتند، و زودتر از شما به آبشخورتان رسيدند.
شرح حالات رفتگان
آنها داراي عزت پايدار، و درجات والاي افتخار، پادشاهان حاکم، يا رعيت سرفراز بودند که سرانجام راه به ژرفاي برزخ پيمودند، و زمين آنها را در خود گرفت، و از گوشت بدنهاي آنان خورد، و از خون آنان نوشيد. پس در شکاف گورها بي‏جان و بدون رشد پنهان مانده‏اند. نه از دگرگونيها اندوهناک، و نه از زلزله‏ها ترسناک، و نه از فريادهاي سخت هراسناکند، غائب شدگاني که کسي انتظار آنان را نمي‏کشد، و حاضراني که حضور نمي‏يابند، اجتماعي داشتند و پراکنده شدند، با يکديگر الفتي داشتند و جدا گرديدند. اگر يادشان فراموش شد، يا ديارشان ساکت شد، براي درازي زمان و دوري مکان نيست، بلکه کاسه مرگ نوشيدند، گويا بودند و گنگ شدند، شنوا بودند و کر گشتند، و حرکاتشان به سکون تبديل شد، چنان آرميدند که گويا بيهوش بر خاک افتاده و در خواب فرو رفته‏اند.
همسايگاني که با يکديگر انس نمي‏گيرند، دوستاني که به ديدار يکديگر نمي‏روند، پيوندهاي شناسايي در ميانشان پوسيده، و اسباب برادري قطع گرديده است، با اينکه در يک جا گرد آمدند تنهايند، رفيقان يکديگرند و از هم دورند، نه براي شب صبحگاهي مي‏شناسند، و نه براي روز شامگاهي، شب، يا روزي که به سفر مرگ رفته‏اند براي آنها جاويدان است. خطرات آن جهان را وحشتناک‏تر از آنچه مي‏ترسيدند يافتند، و نشانه‏هاي آن را بزرگ‏تر از آن چه مي‏پنداشتند مشاهده کردند، و براي رسيدن به بهشت يا جهنم تا قرارگاه اصلي‏شان مهلت داده شدند، و جهاني از بيم و اميد برايشان فراهم آمد، اگر مي‏خواستند آنچه را که ديدند توصيف کنند، زبانشان عاجز مي‏شد. حال اگر آثارشان نابود شد، و اخبارشان فراموش، اما چشمهاي عبرت‏بين، آنها را مي‏نگرد، و گوش جان اخبارشان را مي‏شنود، که با زبان ديگري با ما حرف مي‏زنند و مي‏گويند:
پيام مردگان!
چهره‏هاي زيبا پژمرده، بدنهاي نازپرورده پوسيده شد، و بر اندام خود لباس کهنگي پوشانده‏ايم، و تنگي قبر ما را در فشار گرفته، وحشت و ترس را از يکديگر به ارث مي‏بريم. خانه‏هاي خاموش قبر بر ما فرو ريخته، و زيباييهاي اندام ما را نابود، و نشانه‏هاي چهره‏هاي ما را دگرگون کرده است، اقامت ما در اين خانه‏هاي وحشتزا طولاني‏شده، نه از مشکلات رهايي يافته، و نه از تنگي قبر گشايشي فراهم شد. مردم! اگر آنها را در انديشه خود بياوريد، يا پرده‏ها کنار رود، مردگان را در حالتي مي‏نگريد که حشرات گوشهايشان را خورده، چشمهايشان به جاي سرمه پر از خاک گرديده، و زبانهايي که با سرعت و فصاحت سخن مي‏گفتند پاره پاره‏شده، قلبها در سينه‏ها پس از بيداري به خاموشي گراييد، و در تمام اعضاي بدن پوسيدگي تازه‏اي آشکار شد، و آنها را زشت گردانيد، و راه آفت‏زدگي بر اجسادشان گشوده شد، همه تسليم‏شده، نه دستي براي دفاع، و نه قلبي براي زاري دارند. و آنان را مي‏بيني که دلهاي خسته از اندوه، و چشمهاي پرشده از خاشاک دارند، در حالات اندوهناک آنها دگرگوني ايجاد نمي‏شود و سختي‏هاي آنان برطرف نمي‏گردد.
عبرت از گذشتگان
آه! زمين چقدر اجساد عزيزان خوش سيما را که با غذاهاي لذيذ و رنگين زندگي کردند، و در آغوش نعمتها پرورانده شدند بکام خويش فرو برد، آنان که مي‏خواستند با شادي غمها را از دل برون کنند، و به هنگام مصيبت با سرگرميها، صفاي عيش خود را بر هم نزنند، دنيا به آنها و آنها به دنيا مي‏خنديدند، و در سايه خوشگذراني غفلت‏زا، بي‏خبر بودند که روزگار با خارهاي مصيبت‏زا آنها را درهم کوبيد و گذشت روزگار توانايي‏شان را گرفت، مرگ از نزديک به آنها نظر دوخت، و غم و اندوهي که انتظارش را نداشتند آنان را فرا گرفت، و غصه‏هاي پنهاني که خيال آن را نمي‏کردند در جانشان راه يافت، در حالي که با سلامتي انس داشتند انواع بيماريها در پيکرشان، پديد آمد، و هراسناک به اطبا، که آموزش دادند گرمي را با سردي، و سردي را با گرمي درمان کنند روي آوردند که بي‏نتيجه بود زيرا، داروي سردي، گرمي را علاج نکرد، و آنچه براي گرمي بکار بردند، سردي را بيشتر ساخت، و ترکيبات و اخلاط مزاج را به اعتدال نياورد، جز آنکه آن بيماري را فزوني داد، تا آنجا که درمان کنند، خسته، و پرستار سرگردان، و خانواده از ادامه بيماريها سست و ناتوان شدند، و از پاسخ پرسش‏کنندگان درماندند، و درباره همان خبر حزن‏آوري که از او پنهان مي‏داشتند در حضورش به گفتگو پرداختند.
سختي‏هاي لحظه مرگ
يکي مي‏گفت تا لحظه مرگ بيمار است، ديگري در آرزوي شفا يافتن بود، و سومي خاندانش را به شکيبايي در مرگش دعوت مي‏کرد، و گذشتگان رابه ياد مي‏آورد، در آنحال که در آستانه مرگ، و ترک دنيا، و جدايي با دوستان بود که ناگهان اندوهي سخت به او روي آورد، فهم و درکش را گرفت، زبانش به خشکي گراييد، چه مطالب مهمي را مي‏بايست بگويد که زبانش از گفتن آنها باز ماند، و چه سخنان دردناکي را مي‏شنيد و خود را به کري مي‏زد، از شخص بزرگي که احترامش را نگه ميداشت، يا فرد کوچکي که به او ترحم مي‏کرد، همانا مرگ سختي‏هايي دارد که هراس‏انگيز و وصف ناشدني است، و برتر از آن است که عقلهاي اهل دنيا آن را درک کند. متن عربی نهج البلاغه


تاريخ : | | نویسنده : technicolor |
رپورتاژ
شناخت کلی از محصولات فلزی و انواع آن
همه چیز درباره جراحی زیبایی بینی
جشن عروسی
جراحی زیبایی سینه و پروتز
دوربین مداربسته دیجی همکار
آیا گنج یاب ها شبیه فلزیاب و طلایاب هستند؟ - شرکت فلزیاب تیوا
خدمات برش لیز
میز و صندلی تالاری
لیپوماتیک
تجهیزات تالار پارس
پذیرش مقاله در مجلات معتبر ISI و اسکوپوس
پاسخ به 7 سوال رایج در مورد عصب کشی دندان
چاپ کتاب در یک ماه با هزینه زیر یک میلیون تومان
تفاوت دینگ با اپلیکیشن‌های تاکسی‌یاب آنلاین
خواص روغن خراطین
زمان دقیق شرف الشمس در سال ۹۷ چه زمانی است؟
تاریخچه تغییر سرمربی در تیم استقلال تهران
مدیریت پروژه و کنترل پروژه و اهمیت آن
تومور اربیت ، علائم ، درمان و جراحی آن ها
انجام پایان نامه

لینک های مفید
تور مسافرتی | خودرو | تور استانبول |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ


.: :.